لغت نامه دهخدا
عنان رها کردن. [ ع ِ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) به شتاب و تعجیل روان شدن. || حمله کردن. ( ناظم الاطباء ).
عنان رها کردن. [ ع ِ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) به شتاب و تعجیل روان شدن. || حمله کردن. ( ناظم الاطباء ).
( ~. رَ. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) تاختن، حمله کردن.
( مصدر ) ۱ - بشتاب روان شدن. ۲ - حمله کردن.
تاختن، حمله کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بس سرکش است جان برادر سمند نفس هان تا عنان رها نکنی این سمند را
💡 پای خود استوار کن زان پیش که ز دستت عنان رها گردد