عشوه زنی
مترادفها
ناز کردن، غنج رفتن
متضادها
وقار، متانت، جدیت
لغت نامه دهخدا
عشوه زنی. [ ع ِش ْ وَ / وِ زَ ] ( حامص مرکب ) عمل و حالت عشوه زن. عشوه سازی. عشوه کاری. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
عمل و حالت عشوه زن عشوه سازی عشوه کاری.
جمله سازی با عشوه زنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نکشد خاطر من جز به تو هر جا که کسان سخن عشوه گری غمزه زنی می گویند
💡 هنر عشوه زنی در ادبیات فارسی، یکی از ابزارهای اصلی شاعران برای توصیف جذابیتهای معشوق و ایجاد فضایی رمانتیک و پر از اشتیاق در اشعار خود است.
💡 برخی معتقدند که عشوه زنی بیش از آنکه یک رفتار ساده باشد، نوعی مهارت اجتماعی برای مدیریت روابط و جلب توجه در موقعیتهای مختلف است.
💡 شخصیتهای زن در بسیاری از رمانهای کلاسیک با استفاده از عشوه زنی، قدرت و نفوذ خود را در ساختار قدرت و روابط اجتماعی به نمایش میگذارند.