فرهنگ معین
( ~. شُ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) نصیب شدن، به دست آمدن.
( ~. شُ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) نصیب شدن، به دست آمدن.
( مصدر ) نصیب شدن چیزی کسی را.
نصیب شدن، به دست آمدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حملات غارت گرانه دانمارکیها به خاک انگلستان، اتلرد را بر آن داشت از مزدوران دانمارکی علیه خود دانمارکیها استفاده کند که از این راه نتیجه چندانی عاید او نشد. ادامه حملات مخرب و بد عهدی مزدوران موجب شد اتلرد ۱۳ نوامبر سال ۱۰۰۲ میلادی دستور به قتلعام تمامی دانمارکیهای در دسترس بدهد. نقلهایی از کشته شدن خواهر اسون، پادشاه دانمارک در این کشتار آمدهاست. سال بعد جنگ بین دو پادشاه شعلهور شد و دانمارکیها شهرهای انگلستان را به آتش کشیدند. این جنگ تا هنگام مرگ هر دو پادشاه به طول انجامید.
💡 «اگر امتیاز دارسی تمدید نشده بود، در سال ۱۹۶۱ م (۱۳۴۰ خ) به بعد دولت نه تنها به صدی ۱۶ عایدات حق داشت، بلکه صدی صد عایدات حق دولت بود؛ بنابراین صدی ۸۴ از عایدات که در ۱۹۶۱ م حق دولت میشود، بر طبق قرارداد جدید کمپانی آن را تا ۳۲ سال دیگر میبرد. صدو بیست و شش میلیون لیره انگلیس از قرار ۱۲۸ ریال، ۱۶۰۱۲۸۰۰۰۰۰۰ ریال میشود. در همین مجلس بود که طرح تحریم امتیاز نفت در آذر ماه سال ۱۳۲۳ تصویب شد. سرانجام قانون ملی شدن نفت که در سال ۱۳۲۹ تصویب شد، این قرارداد را باطل کرد.