طوق بهار

لغت نامه دهخدا

طوق بهار. [ طَ / طُو ق ِ ب َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) قوس قزح بود. ( فرهنگ اوبهی ). آزفنداک. آفنداک. تیراژه. کمر رستم. کمردون. کمان رستم. نوشه. سریر. ( حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی ). رخش. انطلیسون. نوشه. رنگین کمان. ( لغت مصوب فرهنگستان ).

فرهنگ فارسی

قوس قزح بود آزفنداک آفنداک

جمله سازی با طوق بهار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همچو طوق قمریان هرکس سراپا چشم شد گل تواند چید از سرو گل اندام بهار

💡 می کند از طوق قمری حلقه نام سرو را قد موزون که را تا در نظر دارد بهار

💡 ابا یاره و طوق و با گوشوار ز دینار و گوهر چو باغ بهار

طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز