لغت نامه دهخدا
طاق ابرو نمودن. [ ق ِ اَ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) ناز و کرشمه. ابرو نازک کردن. رجوع به مجموعه مترادفات ص 352 شود.
طاق ابرو نمودن. [ ق ِ اَ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) ناز و کرشمه. ابرو نازک کردن. رجوع به مجموعه مترادفات ص 352 شود.
ناز و کرشمه ابرو نازک کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر تیر دیده دوز که از شست چرخ جست انرا ز طاق ابروی خصمت نشانه باد
💡 گرفتار چین کی بود روی ماه ز چین دور به طاق ابروی شاه
💡 این گره بگشا ز ابرو، در خم گیسو فکن تاب زلف پرشکن بر طاق ابروی تو چند
💡 به سویت از چه ز محراب می کند رو را مگر به شیخ نمودی تو طاق ابرو را
💡 دو طاق ابروی تو قبله ی مسلمانان دو طرف عارض تو کعبهٔ مسلمانی
💡 چون چین بهم فرو شکند طاق آسمان در طاق ابروان چو شکست آوری ز چین