صورت جادو

لغت نامه دهخدا

صورت جادو. [ رَ ت ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) صورتی که مصوران در آن صورت های دیگر حیوانات کشند و تمام آن صورت را صورت جادو خوانند و هر صورت جزئی را نامی جداگانه بود، مثلاً فیل جادو و شتر جادو و مانند آن. ( آنندراج ):
نه بس هر لحظه از یاد پری روئی دگر سوزم
تنم از داغ الوان صورت جادوست پنداری.محمدسعید اشرف ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

صورتیکه مصوران در آن صورت های دیگر حیوانات کشند

جمله سازی با صورت جادو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 2 تلاش براى زندگى ابدى و كسب حيات جاويدان در تمام عمر دنيوى اين كار با پرهيزاز عوامل فسادانگيز در جسم و روان صورت مى گرفت. اين تلاش دائم با استمداد ازسحر و جادو تقويت مى شد. ((چوانگ تزو)) در فلسفه خود مى گويد: هر كس به كنهتائو دست يابد، به زندگى ابدى نائل مى گردد. همان گونه كه ((فوهتى )) كهيكى از خواقين بزرگ چين بودك به تائو دست يافت و به بقائ عمر جاويد رسيد؛برابرها سوار شد و به آسمان صعود كرد.اين نشانه اى است از افكار نظرى وتجربى راه يافته در انديشه و آئين تائو كه با سحر و جادو و امور اسرارآميزى تواءمشد.

💡 در جهان فتنه ی هاروت سمر شد مگر او صورت سحر خود از نرگس جادوی تو بست

پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز