پیل جادو

لغت نامه دهخدا

پیل جادو. ( اِ مرکب ) جادوی بزرگ:
همانا شنیدی تو این داستان
که با پیل جادو به هندوستان.فردوسی ( از آنندراج ).|| صاحب آنندراج آرد: در تصویر پیلی که تصویرات دیگر اجزای او باشند: پیل جادو که در دشت صفحه مقابل کوب اژدر است از کوه پیکری پناه چندین هزار جانور است. ( ملاطغرا، پریخانه ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- جادوی بزرگ جادوگر بزرگ. ۲- تصویر پیلی که تصویرات دیگر اجزای او باشند: پیل جادو که در دشت صفح. مقابل کوب اژدرست از کوه پیکری پناه چندین هزار جانور است.

جمله سازی با پیل جادو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرین دیو جادوی بی نام و ننگ که دارد تن پیل و زور پلنگ

ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز