شیر و سبخ

لغت نامه دهخدا

شیر و سبخ. [ رُ س ِ ب َ ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب ) نابجا و ناموافق و مخالف. ( ناظم الاطباء ). کنایه از ناساز و مخالف. ( آنندراج ):
چه گویم مشتری راکز نحوست
سعادت بر دلم شیر و سبخ کرد.عمید لومکی ( از آنندراج ).«سِبَخ » به معنی نمک است. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

بجا و ناموافق و مخالف.

جمله سازی با شیر و سبخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 او به شکل برج قوس ترسیم می‌شود که یک قنطروس با یک کمان و پیکان است، ولی بعدها لوئیس برتون تصویری از وی ترسیم می‌کند که دیوی است با سر شیر و پنج پای بز که پیرامون وی هستند.

💡 شیر و خط به دو سمت سکه گفته می‌شود که بیشتر در شیر یا خط کاربرد دارد. معمولاً یک سمت سکه یکای پول وجود دارد که خط نامیده می‌شود و سمت دوم اسکچ، نشان یا طرح گرافیکی وجود دارد که در اصطلاح شیر نامیده نمی‌شود.

💡 چار جویِ آب و شهد و شیر و خُمر اندر بهشت شربت بیمارِ دیدارِ تو نبوَد ای حکیم

💡 یک تپانچه شیر و، زین مردار خواران یک جهان ک صدای صور و، زین فرعون طبعان صد هزار.

💡 اگر کشتن بود کامش ترا باید شدن رامش نخواهی جستن از دامش که او شیر و تو آهوئی

💡 در اردبیل نیز بیمارستان شیر و خورشید پس از انقلاب به بیمارستان دکتر فاطمی تغییر نام یافت.

داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز