لغت نامه دهخدا
شکردم. [ ش َ ک َ دُ ] ( اِ مرکب ) به لهجه طبری، سار ( مرغ معروف ). ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به سار شود.
شکردم. [ ش َ ک َ دُ ] ( اِ مرکب ) به لهجه طبری، سار ( مرغ معروف ). ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به سار شود.
به لهجه طبری سار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ۵۰۰ گرم آرد، ۲۵۰ گرم شکر، ۲۰۰ گرم کره، شکر ۱۵۰ گرم، تخم مرغ ۳ عدد، اسانس پرتقال نصف یک قاشق غذاخوری به صورت خمیر درآمده سپس گرد شده در یخچال خوابانده میشود.
💡 شهد و شکر، لبانِ تو، جمله جهان، از آنِ تو در عجبم به جانِ تو، تا خود از آنِ کیستی؟
💡 خلقان ز مرگ اندر حذر پیشش مرا مردن شکر ای عمر بیاو مرگ من وی فخر بیاو عار من
💡 دلم اطمینان یافت، و وسوسه شیطان را از من دور کرد خدا را شکر که به حقیقت نائل گردیدم.».
💡 نگردد پرده چشم خدابین عالم ظاهر که در آیینه، روی حرف طوطی با شکر دارد
💡 نوشیدنی ترشی چالی (رب انار محلی، آب خنک، شکر و نعنا/پونه خشک، این نوشیدنی به عنوان دسر بعد از ناهار و تابستان سرو میشود)