شکایت داشتن

لغت نامه دهخدا

شکایت داشتن. [ ش ِ ی َ ت َ ] ( مص مرکب ) تظلم داشتن. گله و شکوه داشتن:
در ایام عدل تو ای شهریار
ندارد شکایت کس از روزگار.( بوستان ).درمانده ام من از تو شکایت کجا برم
هم با تو گر ز دست تو دارم شکایتی.سعدی.شکایت از تو ندارم که شکر باید کرد
گرفته خانه درویش، پادشه به نزول.سعدی.

فرهنگ فارسی

تظلم داشتن گله و شکوه داشتن.

جمله سازی با شکایت داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این محرومیت به خاطر شکایت فولاد خوزستان از این بازیکن اعمال شده‌است. باشگاه فولاد پس از این که بلبلی به استقلال پیوست با طرح شکایتی به کمیته تعیین وضعیت مدعی شد که این بازیکن با وجود قرارداد داشتن با فولاد خوزستان با آبی‌پوشان پایتخت قرارداد بسته‌است که این ادعا توسط کمیته تعیین وضعیت مورد قبول واقع شد.

💡 پس از آنکه مادرش خانه را ترک کرد و دیگر به خانه برنگشت و با داشتن یک پدر الکلی فیلیز بدون اینکه شکایتی داشته باشه از ۵ خواهر و برادر خود نگهداری کرد و به این شکل به زندگی خود ادامه می‌دهد.

💡 پس از کناره‌گیری از سمت‌های دولتی، حاج‌سیدجوادی با وجود داشتن پروانه وکالت، وکالت پرونده‌های عادی را نپذیرفت و تنها پرونده‌هایی مربوط به نهضت آزادی ایران، مانند پرونده‌ها علیه مهدی بازرگان یا به شکایت از او یا ابراهیم یزدی، برای دفاع از حقوق آن‌ها را پذیرفت. او در سال‌های پس از آن نیز عضو افتخاری شورای مرکزی نهضت آزادی ایران بود.

ص یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز