لغت نامه دهخدا
شکال بند. [ ش ِب َ ] ( نف مرکب ) که شکال بر پای ستور بندد. || ( اِ مرکب ) بند و ریسمان که بر پای ستور بندند: یکی از بنی اسرائیل سوگند خورده بود که ریش فرعون را شکال بند اسب گرداند. ( قصص الانبیاء ص 109 ).
شکال بند. [ ش ِب َ ] ( نف مرکب ) که شکال بر پای ستور بندد. || ( اِ مرکب ) بند و ریسمان که بر پای ستور بندند: یکی از بنی اسرائیل سوگند خورده بود که ریش فرعون را شکال بند اسب گرداند. ( قصص الانبیاء ص 109 ).
که شکال بر پای ستور بندد یکی از بنی اسرائیل سوگند خورده بود که ریش فرعون را شکال بند اسب گرداند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز پای مرکب توقیر برگرفت شکال بملک تو سن بی بند بر نهاد لگام