لغت نامه دهخدا
شش کاکل. [ ش َ / ش ِ ک ُ ] ( اِ مرکب ) زردک بری را گفته اند و ششقاقل معرب آن است و با حذف شین دوم شقافل نیز گویند و مربای آن معروف است. ( از آنندراج ) ( از انجمن آرا ). رجوع به شقاقل و ششقاقل شود.
شش کاکل. [ ش َ / ش ِ ک ُ ] ( اِ مرکب ) زردک بری را گفته اند و ششقاقل معرب آن است و با حذف شین دوم شقافل نیز گویند و مربای آن معروف است. ( از آنندراج ) ( از انجمن آرا ). رجوع به شقاقل و ششقاقل شود.
زردک بری را گفته اند و ششقاقل معرب آنست و با حذف شین دوم شقافل نیز گویند و مربای آن معروف است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حواصیلهای شب بالغ، گردن و پاهای کوتاه و تنومند با پرهای عمدتاً قهوهای یا خاکستری و در بیشتر موارد دارای کاکل سیاه هستند.
💡 این سهرهها بیشتر خاکستری هستند و کاکلهای برجستهای دارند. آنها در زیستگاههای باز در جنوب آمریکای جنوبی زندگی میکنند.
💡 دل چه سان بگریزد از قیدش که از زنجیر زلف تا رهایی یافت بند جعد کاکل میشود
💡 همره ما جز خیال کاکل و زلف تو نیست خود پریشانیم و با جمعی پریشان میرویم
💡 بهار گلستان حسن را نازم که در عهدش بنفشه از خط و سنبل ز کاکل میتوان چیدن
💡 دو گروه مشخص در بازعقاب گونهگون وجود دارد: یک گروه با کاکل و گروهی بدون کاکل یا به سختی قابل دیدن. ریختهای تیره در برخی جمعیتها وجود دارد.