لغت نامه دهخدا
شال و قشوکردن. [ وَ ق َ ش َ / ل ُ ق َ ش ُ ک َ دَ] ( مص مرکب ) (... اسب و استر را ) با قشو و شال، موی زاید و غبار نشسته بر روی اسب و استر را گرفتن. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شال و ترکیب شال و قشو شود.
شال و قشوکردن. [ وَ ق َ ش َ / ل ُ ق َ ش ُ ک َ دَ] ( مص مرکب ) (... اسب و استر را ) با قشو و شال، موی زاید و غبار نشسته بر روی اسب و استر را گرفتن. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شال و ترکیب شال و قشو شود.
با قشو و شال موی زاید و غبار نشسته بر روی اسب و استر را گرفتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برخی از طراحان و تولیدکنندگان اعلام کردند دیگر شال و روسری نمیفروشند یا برای آن طراحی نخواهند کرد.
💡 صورت دیو پلاسست و پری کمسان دوز نیک و بد شال و حریرست نبرد احرار
💡 بخش شاهرود، در جنوب خلخال واقع شدهاست و مرکز آن شهر کلور است. بخش شاهرود دارای ۳۴ روستا و در سه دهستان شاهرود، شال و دهستان پلنگا واقع شدهاست. لرد جزء دهستان پلنگا است و از نام کوه بزرگی که در ضلع شرقی آن قرار دارد، برگرفته شدهاست.
💡 وی تهیهکننده فیلمهایی همچون شال و سه شوهر (۱۹۵۱) بوده است.
💡 «پشم بز، پشم زیر موی بز،... پشم نرمی که از بُن موی بز به شانه برآورند و از آن شال و کلاه و نمد و کپنک و امثال آن کنند.»