سرخ و زرد شدن. [ س ُ خ ُ زَ ش ُ دَ] ( مص مرکب ) خجل شدن. ( مجموعه مترادفات ص 134 ). حالتی است که در هنگام خجالت روی دهد و مطلق سرخ و زرد شدن هم کنایه از خجالت باشد. ( آنندراج ): نیست گلزار جهان را گه بهار و گه خزان سرخ و زرد از خجلت روی تو گردد هر زمان.محمدسعید اشرف ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
خجل شدن
جمله سازی با سرخ و زرد شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تاکه کوه و باغ را از پرنیان سرخ و زرد چرخ در آذار و آذر جامه و چادر دهد
💡 در بر و در آستین و در سر، از درگاه تو خلعت دیبا و زر سرخ و یاقوت مذاب
💡 چهره او سفید، لبانش سرخ و موهایش فسفری است. در بعضی از تصاویر، دور چشمانش نیز سیاه رنگ هستند. علت این رنگ چهره، در داستانهای مختلف، متفاوت است.
💡 گهر فروشان یاقوت سرخ و مروارید به جهد باز شناسند از آن لب و دندان
💡 رخی چون گل سرخ و مویی سپید بسر بر خزی سبز، چون سبز بید
💡 از فیلمها یا مجموعههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست، میتوان به گردآوری، دههزار روز، سرود سرخ، راه من به خانه و سرخ و سفید اشاره کرد.