لغت نامه دهخدا
سرحوب سرحوب. [ س ُ س ُ ] ( ع صوت مرکب ) کلمه ای است که بدان میش ماده را برای دوشیدن خوانند. ( منتهی الارب ).
سرحوب سرحوب. [ س ُ س ُ ] ( ع صوت مرکب ) کلمه ای است که بدان میش ماده را برای دوشیدن خوانند. ( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 5.مهمترين فرقه هاى زيديه، جاروديه، سليمانيه و صالحيه اند. جاروديه پيروانابى جارود، زياد بن ابى زياد ملقب به سرحوب هستند. به اعتقاد اين فرقه پيامبر صلىالله عليه و آله شخص امام على عليه السلام را به مردم معرفى نكرده بلكه تنهااوصاف امام بر حق را بيان كرده و اين اوصاف تنها بر آن حضرت منطبق است. اين اعتقادحد وسط راءى اماميه و اهل سنت است.