لغت نامه دهخدا
سر فروکشیدن. [ س َ ف ُ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) غائب شدن. نهفتن. فرورفتن: و رایات اعلام تیر و ناهید در افق باختر سر فروکشید. ( سندبادنامه ص 247 ).
سر فروکشیدن. [ س َ ف ُ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) غائب شدن. نهفتن. فرورفتن: و رایات اعلام تیر و ناهید در افق باختر سر فروکشید. ( سندبادنامه ص 247 ).
غائب شدن. نهفتن. فرو رفتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مصادره اموال و داراییهای سرمایهداران ایرانی موجب فرار صدها نفر از آنها به خارج کشور شد. برخی از این سرمایهداران، در خارج از کشور نیز توانستند بار دیگر به موفقیتهای اقتصادی برسند. گزارشهای منتشرشده پس از فروکشیدن جو اوایل انقلاب، نشان میدهند که بسیاری از صاحبان این کارخانهها و واحدهای تولیدی، هیچ «روابط غیرقانونی با رژیم گذشته» نداشتهاند و قاضیها احکام نادرستی صادر کردهاند. پیش از مصادره، اگرچه انقلابیون عدالتخواه تصور میکردند که صنعت و تولید عبارت است از «زمین و پول و ماشینآلات و کارگر»، اما پس از مصادره با وجود داشتن این موارد، بسیاری از صنایع مهم ایران به سرعت رو به ورشکستگی نهاده و از بین رفتند و نقش «مدیریتی» دلسوز و آگاه که بتواند «زمین و پول و ماشینآلات و کارگر» را گردآوری و مدیریت کند، مشخص شد. قبل از مصادرهها، اغلب کارخانهها و واحدهای تولیدی فعال در این بخش و در حوزههای کاری خود بسیار موفق و سودآور در ایران و منطقه بودند و نقش مهمی در اشتغال و تولید ملی داشتند.