لغت نامه دهخدا
سرزیره. [ س َ زی رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) نام گیاهی است خوشبو. ( برهان ) ( آنندراج ).
سرزیره. [ س َ زی رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) نام گیاهی است خوشبو. ( برهان ) ( آنندراج ).
نام گیاهی است خوشبو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بهانه است این چند بیت ارنه حاشا که من زیره هرگز به کرمان فرستم
💡 همی آن دم که از تن جان برندت میان زیره تا کرمان برندت
💡 زیره چون من کس سوی کرمان نبرد هیچ عاقل کرده است این ارتکاب
💡 صدرا برت آنکسکه متاع هنر آرد شکر سوی بنگاله برد زیره به کرمان
💡 چو خالی دید کاخ از خصم تیره درآمد خواجه محفل به زیره
💡 به مرده خضر کلامش چو داد آب حیات حدیث زیره و کرمان ز کلک خوش ارقام