لغت نامه دهخدا
سررسیدنامه. [ س َرْ، رَ / رِ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) دفتری است که سررسید سندها را تعیین کند. ( فرهنگستان ).
سررسیدنامه. [ س َرْ، رَ / رِ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) دفتری است که سررسید سندها را تعیین کند. ( فرهنگستان ).
دفتری است که سر رسید سندها را تعیین کند.
💡 سپس یک میش را کنار او گذاشتند تا به کودک شیر دهد. هنگامی که دوغدو سر رسید، میش ناپدید گشت و دوغدو به خیال اینکه کودکش آسیب دیده، هراسان شد.
💡 به لب رسید مرا جان و برنیامد کام به سر رسید امید و طلب به سر نرسید
💡 ما را قضای عشق تو باری به سر رسید تا خود پس از نوشتهٔ عشقم چه بر سرست
💡 شاه سنجر تیغ هندی چون برآهِخت از نیام کرد مِغفَر پاره و زخمش به فرق سر رسید
💡 گرچه گلدانسازی تا بعد از سال ۴۷۵ پیش از میلاد ادامه یافت، اما دوره نقاشی گلدانی با نقش پیکرهای سرخ و سیاه به سر رسید.
💡 در آه و ناله عمر «نظیری » به سر رسید سیر آمدم ز بس که پریشان خورم دریغ