لغت نامه دهخدا
سخت سا. [ س َ ] ( اِ مرکب ) نام داواز کشتی که هندیان گهسا گویند. ( غیاث ) ( آنندراج ).
سخت سا. [ س َ ] ( اِ مرکب ) نام داواز کشتی که هندیان گهسا گویند. ( غیاث ) ( آنندراج ).
نام داو از کشتی که هندیان گهسا گویند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز سخت جانی قاآنیم بسی عجب آید که بار عشق تو بر دل کشد بدین همه سستی
💡 لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ بیافریدیم مردم را فِی کَبَدٍ (۴) در رنج و سختی بر کار ایستاده.
💡 چون مو به نظر سخت نگونسار دمیدیم فواره این باغ به غربال علم زد
💡 گر زنی شمشیر از غمزه تو ای سلطان حسن این سیاست سخت تر پیر و جوانی چند را
💡 می کنم هموار بر خود سختی ایام را برنمی خیزد صدااز پای من درکوهسار
💡 6. آنها سلحشورانى شجاع هستند كه در اطاعت خدا و قائم سخت كوشايند.(109)