سخت زه
لغت نامه دهخدا
سخت زه. [ س َ زِه ْ ] ( ص مرکب ) سخت کمان. ( آنندراج ) ( غیاث ).
فرهنگ فارسی
سخت کمان
جمله سازی با سخت زه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ندارد شکوه از سنگ ملامت طاقت عاشق پلنگ سخت جان دلگیر از کهسار کی گردد؟
💡 کو باده ئی که تا بخورم بیخبر شوم از خویشتن که سخت ملولم ز خویشتن
💡 ساختارهای زرهی معمولاً از رسوبهای معدنی سختشده، کیتین، استخوان یا کراتین تشکیل شدهاند.
💡 منابع اسلامی میگویند که وی پس از روی آوردن به دین اسلام، با سختی زیادی روبهرو شد.
💡 رزین سخت شده از قالب انعطافپذیر خارج شده و عملیات خنک کاری روی آن انجام میشود.
💡 سخت ناخوش عیش دارم کز جمالش غایبم گر جمالش حاضرستی، عیش ناخوش نیستی