ستوده بودن
مترادفها
ستایششدنی، پسندیده بودن، نیکو بودن، قابل تحسین بودن
متضادها
نکوهیده بودن، مذموم بودن
لغت نامه دهخدا
ستوده بودن. [ س ُ / س ِ دَ / دِ دَ ] ( مص مرکب ) پسندیده بودن:
ستوده بود نزد خرد و بزرگ
اگر راد مردی نباشد سترگ.رودکی.و آب این ولایت [ ولایت خوارزم ] آب جیحونست و ازجمله آبهاء ستوده است. ( ذخیره خوارزمشاهی ). و نیکویی بهمه زبانها ستوده است و بهمه خردها پسندیده. ( نوروزنامه ). علماء گویند مقام صاحب مروت به دو موضع ستوده است. ( کلیله و دمنه ). و کوشش اهل علم در ادراک سه مراد ستوده است، ساختن توشه آخرت... ( کلیله و دمنه ). در جمله ستوده نیست و ندیدم هیچ خردمند که آن دولت را بر این حزم و احتیاط محمدت کرد. ( چهارمقاله ).
فرهنگ فارسی
پسندیده بوده
جمله سازی با ستوده بودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در این یشت هم خورشید بارها ستایش شدهاست. در بند ۱۸ اهورامزدا فروغ سفید و درخشان خوانده شدهاست و او را زیباترین پیکر میداند. سپنتا بودن خورشید آنچنان است که همراه با اهورامزدا ستوده شدهاست و فروزه تیزاسب نیز برای خورشید آورده شدهاست. براساس بند ۲۹، والایی جایگاه خورشید نمایان میشود که او را همراه با امشاسپندان میستایند.
💡 اگر او نيازى در ذات پاكش راه داشت، واجب الوجود نبود، و بنابراين مفهوم غنى بودن اوآن است كه همه كمالات در او جمع است، و كسى كه چنين است ذاتا ستوده است زيرا معنى(حميد) چيزى جز اين نيست كه كسى شايسته (حمد) باشد.
💡 عباس عبدی ایجاز در گفتگوها و قدرتشان در پیش بردن داستان را ستودهاست. او نقلقولها را در داستان، چندلایه دانسته که اغلب حامل چند معنا هستند. عبدی برخی توصیفهای داستان را زیبا و مؤثر در شخصیتپردازی دانسته و همه اینها را به دلیل سینماگر بودن گلستان میداند.