لغت نامه دهخدا
ساخت و پاخت کردن. [ ت ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) به امری و بیشتر امری نابوجه با هم قرارگذشتن.
ساخت و پاخت کردن. [ ت ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) به امری و بیشتر امری نابوجه با هم قرارگذشتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خطبه ی دیگر از امیر مؤمنان کرم الله وجهه: هان مردم! از آن کسان مباشید که دنیای زود گذر ایشان را فریفت و آرزوها مغرورشان ساخت و بدعت ها خیره شان ساخت.
💡 در اين مدت سالى دو نوبت، يك بار تابستان و يك بار زمستان عده اى از فرزندان رابه مصر مى فرستاد، و سرمايه اى اندك به ايشان مى داد تا گندمى خريدارى كنند، پسسالى ايشان را در معيت قافله اى روانه ساخت و ايشان وقتى وارد مصر شدند كه يوسف عزيز مصر شده بود.
💡 ناگاه دیدم که در زی اهل صلاح نازنین سواری بلکه در خانه زین زیبانگاری آنجا رسید و به گوشه چشم آن غلام را بدید، و خود را از بارگی در انداخت و در پهلوی او منزل ساخت و پرسید که چه نام داری و از کدام دیاری، چه هنر می دانی و کدام کار می توانی؟
💡 هرگز گلی را نبوئیدم جز آن که مرا شوق تو زیادت ساخت و هرگز شاخساری خم نشد جز آن که پنداشتم میل تو دارد. بی شک نمیدانی چشمان تو، با من چه ها کرده است.
💡 با این حال ارمنستان نسبت به دیگر جمهوریها از ۲ منظر در زمینهٔ سینما رشد داشتهاست: اول اینکه استودیوهای دولتی برای ساخت و سازهای سینمایی بسیار زود در این سرزمین سرو شکل گرفت و دیگر آنکه استعدادهای نابی از دل سینمای ارمنستان قد علم کردند که تا پایان کار سیستم حکومت کمونیستی توانستند کارکنند.
💡 براساس گزارش خبرگزاری یونایتدپرس اینترنشنال، فرایند آمادهسازی برای برگزاری این بازیها از جمله ساخت و نوسازی سه ورزشگاه اصلی و دهکدهٔ ورزشکاران، حدود ۶ میلیارد بات تایلندی (۱۶۷ میلیون دلار) هزینه در پی داشتهاست.