لغت نامه دهخدا
زیان دادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) خسارت وارد آوردن. || تاوان دادن. ( ناظم الاطباء ).
زیان دادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) خسارت وارد آوردن. || تاوان دادن. ( ناظم الاطباء ).
خسارت وارد آوردن یا تاوان دادن
💡 این تارنما در فراخوان نوشتن یادداشت در ششمین سالگردش بیان کرده بود که توانستهاست به بخش بزرگی از اهداف اولیهٔ خود یعنی گرد هم آوردن گروههای فکری و اجتماعی گوناگون برای همکاری و هماندیشی در راه فرهنگ، خارج از حلقههای محفلی یا ایدئولوژیک و ایجاد عرصه برای به اشتراک گذاشتن اندیشهها و دادن فرصتی برای نوشتن و اندیشیدن و رشد در فرایند کنش فکری، دست بیابد بیآنکه نه خواسته باشد به یک بانک مقالات تبدیل شود و نه به جایگاهی برای جهتدهی و سوگیری سود یا زیان این و آن.
💡 سیاستهای مهاجرت که بهطور انتخابی آزادی مهاجرت را تضمین میکنند، برای افراد مورد نظر دسترسی به شبکه اقتصادی را در کشور میزبان فراهم میکنند. معنی دیگر این مسئله، ضررو زیان خالص برای منابع ملی و نیروی کارآمد کشورهای فقیر با از دست دادن اقلیت تحصیل کرده و کارآمد، است یا فرار مغزها است. این مسئله همچنین باعث کاهش عدم واجدیت بینالمللی در استانداردهای زندگی میشود، که تحرک و تشویق برای افراد ایجاد میکند که به اولین محل مهاجرت کنند. یک مثال در این مورد «رقابت نیروی کار ماهر» در استخدام کارکنان بهداشتی کشورهای جهان سوم توسط کشورهای جهان اول است.