زر بیاو

لغت نامه دهخدا

زربیاو. [ زَ ب َ] ( اِ ) سیم گداخته و مذاب و نقره. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

سیم گداخته و مذاب و نقره

جمله سازی با زر بیاو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به جای تهمتن توئی یادگار چه شیران بیاو بیارای گار

💡 بیاو بخواه از بدان خون من ایا نامور رستم پیل تن

💡 بیاو جان ز تن من ببر که جانت فدا بیا و خون دل من بخور که خونت حلال

💡 ای بخت جوان بیاو در ساغر پیچ دست خرد پیر بساغر بر پیچ

💡 بیاو از رقیب خود میندیش فلک را نیست بیم از عقرب خویش

💡 پنبه کار، بیاو، بهشت کوه، دادا کش، آو چول، تختصاد، داروو، آسیاب باد

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
کوس یعنی چه؟
کوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز