زر اندر زر

لغت نامه دهخدا

زراندرزر. [ زَ اَ دَ زَ ] ( ص مرکب ) بازر بسیار و هر چیز که بیشتر آن زر باشد. ( ناظم الاطباء ): و مسعودبیک آنجا خیمه ای نسج زراندرزر برافراشت. ( رشیدی ).

فرهنگ فارسی

با زر بسیار و هر چیز که بیشتر آن زر باشد

جمله سازی با زر اندر زر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هرآنکه شه را بیند محال ننمایدش هزار زال زر اندر یکی قبا دیدن

💡 من که نهادم ز سخن گنج پاک گنج زر اندر نظرم چیست ؟ خاک!

💡 زمین بدیبه و زر اندرون شد پنهان هوا بعنبر ومشگ اندرون شده معجون

💡 گویی که هست مادح سلطان زرفشان گل در میان باغ و زر اندر میان گل

💡 آنخداوند که چندانکه توان گفتن زر نگرفته است زر اندر کف رادش آرام

💡 دو یاره ز یاقوت و طوقی به زر به زر اندرون نقش کرده گهر

حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز