لغت نامه دهخدا
زخم نظر. [ زَ م ِ ن َ ظَ ] ( ترکیب اضافی،اِ مرکب ) چشم زخم. نظر زدن. صدمه نگاه:
ز دست رفتم و بی دیدگان نمیدانند
که زخمهای نظر بر بصیر می آید.سعدی.
زخم نظر. [ زَ م ِ ن َ ظَ ] ( ترکیب اضافی،اِ مرکب ) چشم زخم. نظر زدن. صدمه نگاه:
ز دست رفتم و بی دیدگان نمیدانند
که زخمهای نظر بر بصیر می آید.سعدی.
چشم زخم نظر زدن صدمه نگاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عبدالله بن عامر نظر خود را چنين اعلام كرد: ((اى امير مؤ منان ! راءى من اين است كه بهآنان دستور جهاد دهى تا بدين طريق مشغول بوده و كارى به كار تو نداشته باشند وآنان را در جنگ ها زياد بدارى تا در برابرت نرم و رام شوند و همه به خود پرداخته وانديشه اى جز زخم پشت مركوب خود و شپش پوستين خويش نداشته باشند.))
💡 او به سختی به سن سی سالگی رسید هنگامی که بیماری بدی به سراغش آمد به گونهای که حتی فرایند مومیایی کردن آثارش را از میان نبرد. پوست به قطعات مجزا تکهتکه شده بوده و زخمهایی بر آن دیده میشد. بخش بالایی جمجمه بی مو بود و بدن لاغر و نحیف به نظر میآمد؛ گویی که بدن تحلیل رفته باشد و نیرو و توان حرکتی ماهیچهها از میان رفته باشند.