زبان نگاه داشت
مترادفها
سکوت کردن، خاموش ماندن
متضادها
رها کردن، گذاشتن
لغت نامه دهخدا
زبان نگاه داشتن. [ زَ ن ِ ت َ ] ( مص مرکب ) خاموشی گزیدن. زبان بستن. زبان درکشیدن. زبان در کام دزدیدن: بندگان را زبان نگاه باید داشت با خداوندان که محال است روباهان را با شیران چخیدن. ( تاریخ بیهقی ).
جمله سازی با زبان نگاه داشت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پروفسور پیرون در این اثر خود به ابعاد گوناگون زبان نگاه میکند و بهویژه به بیان ترجیح خود در مورد بهکارگیری آگاهانه از فرصتهای موجود در زبان اسپرانتو برای واژهسازی میپردازد، و اینکه این زبان فراساخته همانند زبانهای طبیعی دچار ازدیاد ریشهکلمات بسیار زیاد نگردد، و زبانی خوب باقی بماند.
💡 موقعيّت، فوق العاده خطير بود، مجلس در بهت و حيرت فرو رفت همه به هم نگاه كردندو با زبان نگاه از هم مى پرسيدند كه: پس چرا اين پيرمرد كه قاضى القضاتش مىناميم سكوت كرده است ؟ چرا جواب نمى دهد؟