رو گشادگی

لغت نامه دهخدا

روگشادگی. [ گ ُ دَ/ دِ ] ( حامص مرکب ) گشاده رویی. کنایه از خوشرویی:
آفرین بر حلال زادگیت
بر لطیفی و روگشادگیت.نظامی.و رجوع به گشاده رویی شود.

فرهنگ فارسی

گشاده رویی. کنایه از خوشرویی

جمله سازی با رو گشادگی

💡 بیضهٔ مهر احمدی، جبهتش از گشادگی روضهٔ قدس عیسوی، نکهتش از معنبری

💡 مشخصات دوربین: ۸٫۰ مگاپیکسل دوربین با لنز ۵ لایه و گشادگی f/2.2 و فلاش True Tone و لرزش گیر

💡 بستان: محل گشادگی را گویند، عام‌تر از آنکه به چیزی مخصوص باشد، یا نه.

💡 بس... ن گشادگی که به... ن پوش او درست آنگاه... ن گشاد که بستد بآزرنگ

💡 درواه (دره) یا وادی، گشادگی میان دو کوه‌است که شامل زمینی است دراز و کشیده که غالباً رودی در آن جریان دارد ویا معبر سیل است.

مخنث یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
اعمال کردن یعنی چه؟
اعمال کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز