رو پنهان کردن

مترادف‌ها

پوشاندن، مخفی کردن، پنهان کردن

متضادها

رو آشکار کردن، نمایان کردن

لغت نامه دهخدا

رو پنهان کردن. [ پ َ /پ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خود را نشان ندادن. مخفی کردن چهره را و حجاب گرفتن. خود را از دیده نهان کردن.

فرهنگ فارسی

خود را نشان ندادن مخفی کردن چهره را و حجاب گرفتن

جمله سازی با رو پنهان کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نیست از نور حقیقت هیچ چشمی بی نصیب از که رو پنهان کند حسنی که عالمگیر شد

💡 گوشه گیری فیضها دارد درین وحشت سرا قطره از دریا چو رو پنهان کند گوهر شود

💡 هیچ نقشی نیست کز آیینه رو پنهان کند دل چو روشن شد کتاب و دفتری در کار نیست

💡 در نقاب خامشی یک چند رو پنهان کنم بکر معنی را ازین نامحرمان دارم دریغ

💡 از نفاق دوستان، دشمن گوارا می شود مرهم خاری که رو پنهان نماید سوزن است

💡 او در اثر شرمندگی زیاد، سعی داشت با استفاده از کتابی که در دست داشت، رو پنهان کردن تا دیگران متوجه تغییر حالت چهره‌ی او نشوند.

💡 بازیگر نقش اصلی در آن صحنه دراماتیک، با استفاده از سایه‌ها سعی در رو پنهان کردن غم و اندوه عمیقی داشت که در چشمانش موج می‌زد.

💡 در مواجهه با انتقادات تند و ناگهانی، او تلاش کرد تا با حفظ آرامش ظاهری، رو پنهان کردن احساس خشم و ناراحتی خود را به بهترین شکل انجام دهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران