لغت نامه دهخدا
رو پنهان کردن. [ پ َ /پ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خود را نشان ندادن. مخفی کردن چهره را و حجاب گرفتن. خود را از دیده نهان کردن.
رو پنهان کردن. [ پ َ /پ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خود را نشان ندادن. مخفی کردن چهره را و حجاب گرفتن. خود را از دیده نهان کردن.
خود را نشان ندادن مخفی کردن چهره را و حجاب گرفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نیست از نور حقیقت هیچ چشمی بی نصیب از که رو پنهان کند حسنی که عالمگیر شد
💡 گوشه گیری فیضها دارد درین وحشت سرا قطره از دریا چو رو پنهان کند گوهر شود
💡 هیچ نقشی نیست کز آیینه رو پنهان کند دل چو روشن شد کتاب و دفتری در کار نیست
💡 در نقاب خامشی یک چند رو پنهان کنم بکر معنی را ازین نامحرمان دارم دریغ
💡 از نفاق دوستان، دشمن گوارا می شود مرهم خاری که رو پنهان نماید سوزن است