لغت نامه دهخدا
رشت رود. [ رَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان رستم آباد بخش رودبار شهرستان رشت.سکنه 501 تن. آب آن از رودخانه سیاه رود. محصولات آنجا برنج و لبنیات. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
رشت رود. [ رَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان رستم آباد بخش رودبار شهرستان رشت.سکنه 501 تن. آب آن از رودخانه سیاه رود. محصولات آنجا برنج و لبنیات. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
ده از دهستان رستم آباد بخش رود بار شهرستان رشت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گیلان در قرون وسطی، ابتدائاً در جنوب شرقی تا چالوس امتداد مییافت؛ بعدها در سوی شرقیش به موازات پلو رود قرار میگرفت و چابکسر را شامل میشد. بخش غربی مازندران امروزی به عنوان بخشی از گیلان محسوب میشد. گیلان در شمال شرق هممرز منطقه تالش بود که گاهی بخشی از گیلان بهشمار میرفت. پس از معاهده گلستان و انضمام تالش به روسیه در ۱۸۱۳، این مرز با رود آستارا جایگزین شد. مرکز گیلان در قرون وسطی ابتدا دولاب (به گفته مقدسی، گسکر) و سپس فومن و لاهیجان بود. نهایتاً پس از پیوستن گیلان به امپراطوری صفوی، رشت به مرکزیت رسید که در زمان نادر و نیز تاکنون مرکز ماندهاست.