لغت نامه دهخدا
رزم خواهی. [ رَ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) جنگ طلبی. رزمجویی. جنگجویی. عمل رزمخواه. صفت رزمخواه.
رزم خواهی. [ رَ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) جنگ طلبی. رزمجویی. جنگجویی. عمل رزمخواه. صفت رزمخواه.
جنگ طلبی رزمجویی صفت رزمخواه
عمل رزمخواه جنگجویی.
💡 به روز رزم کجا کارزار خواهی کرد شکسته خصم تو از پیش کارزار تو باد
💡 از آن فروزی آتش همی به رزم اندر که کرد خواهی دلها به تیغ تیز کباب
💡 چو خواهی که رزم سیاهان تمام بدانی، تو را ره نمایم به نام
💡 چو خواهی سپه را سوی رزم برد مکن پیشرو جز دلیران گرد