رجعت خواستن
مترادفها
بازگشتن، بازگشت طلب کردن
متضادها
پیشروی کردن، جلو رفتن
لغت نامه دهخدا
رجعت خواستن. [ رِ ع َ خوا / خا ت َ ] ( مص مرکب ) بازگشت خواستن. برگشت خواستن. طلب مراجعت و برگشت:
از سر هستی دگر با شاهد عهد شباب
رجعتی میخواستم لیکن طلاق افتاده بود.حافظ.|| طلب بازگشت مرد بسوی زن مطلقه خود در مدت قانونی و شرعی. رجوع به رجعی ورجعت در این معنی شود.
فرهنگ فارسی
بازگشت خواستن برگشت خواستن یا طلب بازگشت مرد بسوی زن مطلقه خود در مدت قانونی و شرعی.
جمله سازی با رجعت خواستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ندارم راه ورویِ دیگر الّا اجازت خواستن، رجعت گزیدن