عطا خواستن

لغت نامه دهخدا

عطا خواستن. [ ع َخوا / خا ت َ ] ( مص مرکب ) بخشش خواستن. طلب دهش و عطا کردن. اجتداء. استجازة. استجداء. استعطاء. استماحة. استمناح. استهناء. تعطی. جدی. مجاداة:
خوشی طلب کنی از خلق، ساده دل مردی
که از زکات ستانان زکات خواست عطا.خاقانی.

فرهنگ فارسی

بخشش خواستن طلب دهش و عطا کردن

بنات الرمل یعنی چه؟
بنات الرمل یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز