رایت زدن
لغت نامه دهخدا
رایت زدن. [ ی َ زَدَ ] ( مص مرکب ) برافراشتن رایت. علم زدن. درفش زدن.رایت برافراشتن در جایی. نصب کردن علم:
ربود نور جمالش ز دهر ظلمت کفر
زدند رایت عالیش نیز در محشر.ناصرخسرو.چه رایتی است که نسرین زده ست بر کهسار
که شد به لون دگر عالم بدیعآیین.امیرمعزی ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
بر افراشتن رایت. علم زدن. درفش زدن.
جمله سازی با رایت زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو خورشید تیغی برآورده رایت به یک دم زدن، عالمی را گرفته
💡 در نوامبر ۲۰۱۲، کانادا قانون کپی رایت خود را با مقررات جدید منع دستکاری قفل دیجیتال اصلاح به استثناء برای همکاری نرمافزاری اصلاح کرد. جیلبریک دستگاه برای اجرای نرمافزار جایگزین یک شکل از دور زدن قفلهای دیجیتال به منظور ایجاد همکاری نرمافزاری است.