رامش داد

لغت نامه دهخدا

رامش داد. [ م ِ ] ( اِ مرکب ) روغنی دارویی است و برای فلج و لقوه و نقرس و رعشه و دردهای مفاصل و پشت و قولنج سودمند است. رجوع به قانون ابن سینا چ تهران ص 39 شود.

فرهنگ فارسی

روغنی دارویی است و برای فلج و لقوه و نقرس و رعشه و درد های مفاصل و پشت و قولنج سودمند است.

جمله سازی با رامش داد

💡 گهی جان را خورش دادی ز دانش گهی تن را جوان کردی به رامش

💡 ور کند در بخشش و رامش کجا بهرام گور داد اوگردد جهان را بهتر از نوشیروان

💡 خدایگان جهان سیف داد و دولت و دین به شادمانی و رامش میان باغ و سراب

💡 ز داد او همه مردم به کامش نشسته روز و شب با عیش و رامش

💡 همه جستنش داد و دانش بود ز دانش روانش به رامش بود

💡 ز گرگان تا ری و اهواز و بغداد بگسترده بساط رامش و داد

گی خار یعنی چه؟
گی خار یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز