ذی علاقه

لغت نامه دهخدا

( ذی علاقة ) ذی علاقة. [ع َ ق َ / ق ِ ] ( ع ص مرکب ) صاحب بستگی. دلبسته به.

فرهنگ معین

( ذی علاقه (عَ قَ یا قِ ) ) [ ع. ذی علاقة ] (ص مر. ) صاحب علاقه، دلبسته.

فرهنگ عمید

صاحب علاقه، دل بسته، آن که به امری یا چیزی دلبستگی دارد.

فرهنگ فارسی

صاحب علاقه دلبسته.
صاحب بستگی. دلبسته به.
دلبسته، صاحب علاقه، دلبستگی به کاری یاامری

جمله سازی با ذی علاقه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دو هفته گرمی هنگامه اش نباشد بیش علاقه هر که چو بلبل به رنگ و بو دارد

💡 رقص شاهسونی همانند رقص ترکمه و رقص خان چوبانی مخصوص ایل شاهسون بوده و موسیقی و رقص خاص خود را دارد که در سایر مناطق آذربایجان نیز متداول شده‌است و در نخجوان شهرت فراوانی دارد. ایفاگران این رقص را در مراسم عروسی با علاقه‌مندی می‌رقصند. تمپو رقص آهسته بوده و آن را افراد مسن ایفا می‌نمایند.

💡 اما چون مردم آلمان علاقه بسیار کمی به شعر دارند، این ترجمه‌ها با استقبال مناسبی رو به رو نشد.

💡 به خدنگم ار بدوزی، نبرم علاقه دل که به جان خریده ام من همه ناوک بلا را

💡 خدايا! اگر از جنگ قريش، چيزى باقى گذاشته اى مرا زنده بدار؛ چون من بيشتر از هركس به جنگ با آنان علاقه مند هستم و اگر جنگ به پايان رسيده است همين تير را وسيلهشهادت من قرار ده و مرا نميران تا. چشمم به خوارى و نابودى يهوديان بنى قريضهروشن گردد.

💡 بهرام دوم نخستین شاهنشاه ساسانی بود که تصویر همسر و فرزندش را بر روی سکه‌ها ضرب کرد. تورج دریایی از این می‌گوید که علاقه بهرام در به‌تصویر کشیدن خانواده‌اش بر روی سکه‌ها و سنگ‌نگاره بسیار جالب است.

خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز