ذو رور
لغت نامه دهخدا
ذورور. [ ذَ وَ وَ ] ( ع ص، اِ ) چیز اندک. هیچ: ما اعطاه ذوروراً؛ ای شیئاً.
فرهنگ فارسی
چیز اندک.
جمله سازی با ذو رور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال هرکولس، باشگاه فوتبال بریزبن رور، باشگاه فوتبال سابادل، باشگاه فوتبال کوردوبا، و باشگاه فوتبال سویا اشاره کرد.
💡 از فیلمهایی که وی در آن نقش داشتهاست، میتوان به روری در تالاب گرفتاریها و خوشی یک روز اشاره کرد.