لیاد
لغت نامه دهخدا
لیاد. [ ل َ ] ( ع اِ ) چیزی اندک و حقیر.یقال: ماترکت له لیاداً؛ ای شیئاً. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
چیزی اندک و حقیر یقال ما ترکت له لیادا ای شیئا.
جمله سازی با لیاد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ذوبآهن در تمام ادوار جام تخت جمشید نیز حضور داشته است. ذوبآهن که باشگاه متمول و سرمایهداری بود، تعدادی از بازیکنان سپاهان را به خدمت گرفت و یوگنی لیادین را به عنوان مربی برگزید.