لغت نامه دهخدا
( ذورحمة ) ذورحمة. [ رَ م َ ] ( ع ص مرکب ) صاحب بخشایش: فقل ربّکم ذورحمة واسعة. ( قرآن 6 / 147 )؛ پس بگو پروردگار شما صاحب بخشایش است وسعت دهنده. ( تفسیر ابوالفتوح ج 2 ص 345 ). و رجوع به صفحه 350 همان جلد شود.
( ذورحمة ) ذورحمة. [ رَ م َ ] ( ع ص مرکب ) صاحب بخشایش: فقل ربّکم ذورحمة واسعة. ( قرآن 6 / 147 )؛ پس بگو پروردگار شما صاحب بخشایش است وسعت دهنده. ( تفسیر ابوالفتوح ج 2 ص 345 ). و رجوع به صفحه 350 همان جلد شود.
صاحب بخشایش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 يعنى حالا و بعد از فوت كه ديگر مانعى از اظهار اعلميت او نسبت به ديگران نيست. علم وفضل حاج آقا رضا همدانى - رحمه الله - بعد از وفاتش ظاهر شد.
💡 و عن ابن عباس عن النّبی (ص) قال: ما من ولد ینظر الی والدیه نظر رحمه الّا کانت له بکلّ نظرة حجّة مقبولة، قالوا یا رسول اللَّه و ان نظر الیهما فی الیوم خمس مائة مرّة قال و ان نظر الیهما فی الیوم خمس مائة مرّة، انّ رحمة اللَّه اکثر و اطیب.
💡 آرى، عمرى را بدون انحراف و به دور از طغيان و سركشى و بدون دروغ طىكردند!آقاى رشتى - رحمه الله - جامع علم و عمل و از زهاد زمان خود بود و از زياد مصرفكردن بيت المال و سهم امام - عليه السلام - منزه بود،(480)مثل اين كه كيميا هم مى دانست، ولى به كار نمى گرفت. هميشهخوشحال، با نشاط، بشاش و خوش برخورد بود.
💡 اين همان ميرزا است كه معلوم نيست كسى در شيعه، درجدل به ايشان برسد.حاج آقا حسين قمى - رحمه الله - مى فرموده است: اگر كسى ادعاكند صاحب الزمان - عجل الله تعالى فرجه الشريف - هستم، به او مى گويم برو دراصول با ميرزا محمد تقى مباحثه كن، اگر بر آقاى ميرزا غالب شد باور مى كنم.
💡 محدث نبيل و عالم جليل، شيخ يوسف بحرينى در (لؤ لؤ ) در ضمناحوال عالم محقق خبير، شيخ ابراهيم قطيفى، معاصر محقق ثانى رحمه اللهنقل كرده كه: داخل شد بر او، حجّت عليه السلام در صورت مردى كه شيخ مى شناخت اورا.