بیشه بند معینی

لغت نامه دهخدا

بیشه بند معینی. [ ش َ ب َ دِ م ُ ] ( اِخ ) دهی از دهات چهاردانگه هزارجریب مازندران. ( ترجمه سفرنامه رابینو ص 123 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهات چهاردانگ. هزار جریب مازندران ٠

جمله سازی با بیشه بند معینی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ملک ترا هماره حق ناصر و معین باد زانسان که دین حق را تو ناصر و معینی

💡 دشمن ز صدهزار فزون بود و آنجناب غیر از خدا پناه و معینی دگر نداشت

💡 ریخته‌گری در آن دسته از قالب‌های ماسه‌ای که سطوح آن ها-اغلب با یک مشعل- تا عمق معینی خشک شده‌است.

💡 معنی ز لفظ نگسلد و او جدا کند از لفظ معینی‌ که بر او دارد اشتهار

💡 اهالی روستا در فصل معینی از سال به صید مروارید مشغولند اما شغل اصلی آن‌ها ماهی‌گیری است.

💡 در این بازی، دو فرد تصمیم می‌گیرند چگونه مبلغ معینی پول (برای مثال ۱۰۰ دلار) را بین خود تقسیم کنند.

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز