شنغار

لغت نامه دهخدا

شنغار. [ ش ُ ] ( اِ ) شنقار. به زبان رومی پرنده ای باشد از جنس سیاه چشم و شبیه به چرغ و بیشتر پادشاهان بدان شکار کنند. ( برهان ) ( بهار عجم ) ( آنندراج ). سنقر. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به شنقار شود.

فرهنگ عمید

پرندۀ شکاری، باز سیاه چشم، سنقر.

جمله سازی با شنغار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نه ولی‌نعمت من بود و نه معشوقهٔ من راست من با تن خود خفته چو با سگ شنغار

التماس یعنی چه؟
التماس یعنی چه؟
گارش یعنی چه؟
گارش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز