دین اور

لغت نامه دهخدا

( دین آور ) دین آور. [ وَ ] ( نف مرکب ) آورنده دین. رسول. پیغمبر. پیامبر. پیمبر. نبی. شارع:
جهاندار گفتا بنام خدای
بدین نام دین آور پاک رای.دقیقی.ستاره شناسان و دین آوران
سواران جنگی و کین آوران.فردوسی.بصورتگری گفت پیغمبرم
ز دین آوران جهان برترم.فردوسی.ز دین آوران این سخن کس نگفت
تو دیوانگی داشتی در نهفت.فردوسی.ز دین آوران دین آن کس مجوی
که او کار خود را ندانست روی.فردوسی.- دین آور تازیان؛ کنایه از حضرت محمد ( ص ) است:
چنین گفت دین آور تازیان
که خشم پدر جانت آرد زیان.فردوسی.

جمله سازی با دین اور

💡 جهانجوی گفتا به نام خدای بدین و به دین آور پاک رای

💡 ز دین آوران کین آنکس مجوی کجا کارخود را ندانست روی

💡 ستاره‌شناسان و دین آوران سواران جنگی و کین‌آوران

💡 هرکه دین آور بود در حق به حق پرور شود هرکه دریا بر شود کشتی به کشتیبان دهد

💡 یکی جادو آمد به دین آوری به ایران به دعوی پیغمبری

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز