لغت نامه دهخدا
دوران خدای. [ دَ / دُو خ ُ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) زناکار وروسپی باره. ( ناظم الاطباء ). فاسق و فاجر را گویند.
دوران خدای. [ دَ / دُو خ ُ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) زناکار وروسپی باره. ( ناظم الاطباء ). فاسق و فاجر را گویند.
زنا کار و روسپی باره.
💡 در برخی از سنتهای باستانی خدایان نقش برجستهای در مذهب دارند که معمولاً میتوان یک ایزدبانو جنگجو را در میان خدایان جنگجو مشاهده کرد. شیرها معمولاً با ایزدبانوها همراه هستند. مشاهده و طراحی شکار دسته جمعی شیرها در دوران باستان میتواند تحت تأثیر ارتباط نمادین شیرها و ایزدبانوها باشد. ادعا مبارزه گروهی از زنان در افسانه آمازونها، در ادبیات کلاسیک یونانی ثبت شدهاست.
💡 رانده ای از حرم قرب خدای کرده در کوکبه دوران جای