لغت نامه دهخدا
دوپران. [ دُ پ َ ] ( اِخ ) دهی است از بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان. واقع در 6 هزارگزی جنوب باختری صیدان و 22 هزارگزی جنوب خاوری راه شوسه باغ ملک. دارای 150 تن سکنه. آب آن از چشمه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
دوپران. [ دُ پ َ ] ( اِخ ) دهی است از بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان. واقع در 6 هزارگزی جنوب باختری صیدان و 22 هزارگزی جنوب خاوری راه شوسه باغ ملک. دارای 150 تن سکنه. آب آن از چشمه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
دهی است از بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون نپرسى زودتر كشفت شود مرغ صبر از جمله پران تر شود
💡 همچنین برندهٔ جوایزی همچون جایزه اسپاراهای پران شدهاست.
💡 تیرش به چه ماند به یکی پران شاهین کز آن به بد اندیش جهان پرّ غراب است
💡 هدف جسته و بر نشان آمده ز دل گشته پران به جان آمده
💡 غلط شدم که تو گر برروی به منبر بر پری برآرد منبر چو دل شود پران
💡 بزد بانگ بر مرکب باد پای بجست اسپ چون مرغ پران ز جای