دو تیغی

لغت نامه دهخدا

دوتیغی. [ دُ ] ( ص نسبی ) دوتیغه. که دارای دو تیغ است. که با دو دمه و لبه است:
دوتیغی تر از صبح شمشیر تو
سپهر از زمین رام تر زیر تو.نظامی.نهنگی دوتیغی برانداخته
به تیغ از نهنگان سرانداخته.نظامی.

فرهنگ فارسی

دو تیغه. که دارای دو تیغ است.

جمله سازی با دو تیغی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جانورانی همچون کوآلای کوچک، خرس، بز کوهی، شوکا، مرال، خوک، جوجه تیغی، خارپشت، خرگوش و همچنین پرندگانی همچون عقاب، شاهین، قرقاول، کبک، بلدرچین، دارکوب و … در این منطقه زندگی می‌کنند.

💡 رقیبا پر دلیری بر سر آن کوی و می‌ترسم که تیغی در غلافست این طرف یعنی که آه من

💡 از آن تیغی که، گلگون است خاک از فیض احسانش گلوی تشنه ام را، قطره ی آبی نشد روزی

💡 میزبان آن جانورانی نظیر موش‌ها، حشره خوار‌ها، جوجه تیغی، روباه، سنجاب، موش کور، خرگوش و خرگوش‌های صحرایی است، همچنین انسان و اسب نیز جز میزبانان معمول آن هستند.

💡 جوجه تیغی فیلمی به کارگردانی و تهیه‌کنندگی مستانه مهاجر و نویسندگی مصطفی زندی و سجاد پهلوان‌زاده محصول سال ۱۴۰۰ است. که در تاریخ ۴ تیر از پلتفرم فیلم نت به نمایش در آمد.

💡 سرو کار شفق‌ با آفتاب آخر چه انجامد تو تیغی داری و من مشت خونی در میان دارم

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز