لغت نامه دهخدا
دهن پاره. [ دَ هَم ْ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) بدزبان. بی آبرو. بی حیا و شوخ چشم. کسی که جلو زبانش را نمی تواند بگیرد. ( فرهنگ لغات عامیانه ).
دهن پاره. [ دَ هَم ْ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) بدزبان. بی آبرو. بی حیا و شوخ چشم. کسی که جلو زبانش را نمی تواند بگیرد. ( فرهنگ لغات عامیانه ).
بدزبان. بی آبرو.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 انس بن مالک گوید رَضِیَ اللّهُ عَنْهُ که فاطمه علیها السّلام بنزدیک پیغمبر صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ آمد و پارۀ نان آورد، گفت چیست این نان یا فاطمه گفت قرصی پخته بودم، دلم خوش نبود تا این پاره بنزدیک تو آوردم گفت این اوّل طعامیست که اندر دهن پدرت میرسد از سه روز باز.
💡 حدیث تشنگی لب به پیر ره گفتم ز پاره جگرم در دهن نهاد عقیق