لغت نامه دهخدا
ده کول. [ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی است از بخش پشت آب شهرستان زابل. واقع در 5هزارگزی شمال باختری بنجار. سکنه آن 1024 تن. آب آن از رودخانه هیرمند تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده کول. [ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی است از بخش پشت آب شهرستان زابل. واقع در 5هزارگزی شمال باختری بنجار. سکنه آن 1024 تن. آب آن از رودخانه هیرمند تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کول و د کورتینز اثبات کردند در هر صفحهٔ مربعی که کوچکترین بعد آن حداقل ۵ باشد، یک سفر (احتمالاً باز) اسب وجود دارد.
💡 چون مرزشان به گردن گرز اندر افکنم کول افکنم اگر چه گلو گرد و گردنند
💡 از دیگر جاهای دیدنی منطقه میتوان به کول بی دو،تنگه ملایکت و… اشاره کرد.
💡 باید بپوستین بره در ساخت یا کول نتوان کشیده چونکه ببر قاقم و قدک
💡 ریکونیو کول (متولد ۶ ژوئن ۲۰۰۲) یک فوتبالیست هلندی می باشدکه برای یونگ آزد بازی می کند.
💡 اگر چه هر که در کوی هدی باشد به شرع اندر چو در کول جلال آید همه خویش جلال آید