لغت نامه دهخدا
ده گلزار. [ دِه ْ گ ُ ] ( اِخ ) دهی است از بخش میان کنگی شهرستان زابل. واقع در 10هزارگزی شمال باختری ده دوست محمد. سکنه آن 165 تن. آب آن از رودخانه هیرمند تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده گلزار. [ دِه ْ گ ُ ] ( اِخ ) دهی است از بخش میان کنگی شهرستان زابل. واقع در 10هزارگزی شمال باختری ده دوست محمد. سکنه آن 165 تن. آب آن از رودخانه هیرمند تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده گلزار، روستایی در دهستان بزی بخش مرکزی شهرستان نیمروز در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۹۷ نفر ( ۲۹ خانوار ) بوده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بهشت زهرا و گلزار شهدا شهر علی آباد عمران هم نیز در این روستا واقع شده است.
💡 شهر گلزار در ۵۹ کیلومتری شهر بردسیر واقع شدهاست.گلزار از مناطق اصلی تولید فرش ماشینی در منطقه کرمان است.
💡 از دو دامن پوش خوبان، رشک گلزار است هند همچو گل نازک نهالانند عریان در لباس
💡 رو، ای باد و تماشا دیگران را بر بسوی گل که ما را غنچه پر خون است، در گلزار نگشاید
💡 مرا پر خار بادا هر دو دیده، بلکه پر گل هم اگر بی روی تو هرگز به گلزار آرزو دارم
💡 زورخانۀ سنگتراشها محل ورزش کردن افرادی همچون حسین گلزار، یارمحمدخان کرمانشاهی و حسینخان امیربرق بودهاست.