ده مختار

لغت نامه دهخدا

ده مختار. [ دِه ْ م ُ ] ( اِخ ) دهی است از بخش شیب آب شهرستان زابل. واقع در چهارده هزارگزی شمال سکوهه. کنار شوسه زاهدان به زابل. سکنه آن 146 تن. آب آن از رودخانه هیرمند تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده مختار. [ دِه ْ م ُ ] ( اِخ ) دهی است از بخش میان کنگی شهرستان زابل. واقع در یک هزارگزی جنوب خاوری ده دوست محمد نزدیک مرزافغانستان. سکنه آن 221 تن. آب آن از رودخانه هیرمند تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

جمله سازی با ده مختار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مصعب بن زبير به او گفت: در باره مختار چه مى گويى ؟ گفت: رحمت خدا بر او باد،او بنده اى از بندگاه صالح خدا بود.

💡 عمر بن سعد از تابعین محمد که شوهر خواهر مختار ثقفی بود و حسین بن علی و همراهانش را به قتل رساند، فرزند او بود.

💡 که مختار با تیغ و زخم درشت از این مرز، مردان کاری بکشت

💡 نام آن دارد که از بهر بزرگی و شرف احمد مختار کرد او را دعا روز غدیر

💡 ببرد آن سه را پیش مختار مرد بدو آفرین کاینچنین کار کرد

💡 امروز عدل بر در مختار دان و بس ایدر طلب که این طلب ایدر نکوتر است

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
لسان الغیب یعنی چه؟
لسان الغیب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز