ده نوک

لغت نامه دهخدا

ده نوک. [ دِه ْ ن ُ وَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کوهمره سرخی بخش مرکزی شهرستان شیراز. واقعدر 60هزارگزی جنوب باختری شیراز. سکنه 335 تن. آب آن از چشمه ماسوم. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).

جمله سازی با ده نوک

💡 چون بدیدم تیر چرخ از نوک کلکش برده بود هر گهرکان بر کمر شمشیر جوزا یافتم

💡 الگو:نمایندگان حوزه انتخابیه خاش، میرجاوه، نصرت‌آباد، نوک‌آباد، کورین و ایرندگان

💡 در طریقی که به نوک مژه کاویدم من منزل و قافله و ریگ روان چیزی نیست

💡 -دندان‌ها به خم جوش خورده‌اند تا یک ساختار نوک مانند خردکننده را تشکیل دهند.

💡 نوردین، شاه هنرمندان،کز نوک قلم هر زمان عرض دهد لعبت نوشاد مرا

💡 بلبلا، امروز من در گلستانم، گل مجوی از جگر پر کاله ای بر نوک هر خاری ببین